شعر امروز ایران
شعر، ادبیات  
آخرين مطالب
لینک دوستان
پیوندهای مفید

 این « من » نه منم ، نبوده ، غیر از همـ ِ تو!!

ابروت به من کشیده اَخماخم ِ تو!

جلاد شدی نیست حواست نازی!

این از  خوشی ِ من است  آ / یا غم ِ تو ؟!


مثل تو شده است طاق ابروهایش

 دریا دریا سینه ی جاشوهایش

 هر سال تلاش کرده اما باران..

 باران که به تو نمی رسد موهایش

 


 

 از شهر گذشتم به دهاتت برسم

از دود و دم بی تو گرفته نفسم

در شهر ، همه پر از غم مشترکیم

اما اینجا همیشه در دسترسم


 

ما مثل همیم از دل هم باخبریم

از کهنگی مشکل هم باخبریم

از دور به بوسیدن من راضی باش

از عاشقی ِ خوشگل هم باخبریم


 

 ذهن می کُشـــ/ تُ زنده می شدی و
کُشتن تو خیال باطل بود
لب تو بر لبم لمیده هنوز
چشم های تو توی الکل بود ...
رامین محمدی


از خاک به خاک ایلیاتی هستم

با رود و بلوط و پونه قاطی هستم

با لهجه روستایی ام آمده ام

من اصلن آدمی دهاتی هستم !

رامین محمدی


 حالا 

که تنهایی ام را بغل کرده ام

در شهرها دنبال چه می گردم ؟!

کوچه به کوچه سرک می کشم

برای چه؟

 ماه همیشه نشانه خوبی نیست 

و مثل کدوی تنبلی آن بالاست 

ابری کافیست که اینهمه دلتنگی را در خود جای دهد

و باران عمودی

از راه بیاید

دست دنیا را بگیرد

و با خودش ببرد...

رامین محمدی

 

 

[ 93/01/13 ] [ ] [ رامین محمدی ]
سلام دوستان عزیزم

من بعد این وبلاگ را با این شمایل می بینید و می خوانید ، سعی بر این است که در بروز رسانی های بعد از این برنامه ریزی جدی تری صورت گیرد . با عشق به ادبیات و ایران...

لبریز و از گریه ی آنی، تَر بود
از این شب روسپی ، روانی تر بود
از تو که تمام قصه ها بد بودی
از من، از من هم عصبانی تر بود !

**
جایِ خر بود و بعد گاو آهن شد!
ریلی زیر قطار راه آهن شد!
از اینهمه درد باز بالا رفت و ..
.. تا کارگر نمونه ی میهن شد !!

**
" رامینم " های قلب سنگت بودم
" امیدم ِ" وقت ِ دلِ تنگت بودم
تو بودی و جُنگ خیمه شب بازی ِ تو
من نیز عروسک قشنگت بودم ..

[ 93/01/10 ] [ ] [ رامین محمدی ]
 

نه تو از راهی که رفته ای بی می گردی

نه من از حرفی که گفته ام

این را نیمکتهای خالی باغ ها هم می دانند

و نیش عقربه هایی

که چقدر بر ما کلیک کرده،

می کنند 

این اتفاق معمولی 

در روزی معمولی 

بین افرادی معمولی 

در ساعتی معمولی

همیشه  

می

اف

 تد 

و این اصلاً عجیب نیست ؛

حتی

پنجره ای که هر روز

از لای دیوار

بر ما

دهان باز می کند

اینها را دیده ام که می گویم !! ...

رامین محمدی  

 

[ 93/01/10 ] [ ] [ رامین محمدی ]
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: رامین محمدی
سن: 33
محل سکونت: ایران
رشته تحصیلی: فارغ التحصیل کارشناسی حسابداری و کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
اثر: مجموعه شعر " کلاغی که به خانه اش رسید"
در دست چاپ: " آلوچه سرخ جنوب "


دوستانی که مایلند مجموعه اول شعر من را خریداری کنند به ورود به آدرس سامانه زیر مبلغ 2000 تومان به ملی کارت شماره 5249-8113-9911-6037 به نام رامین محمدی واریز کنند و شماره پیگیری را به همراه آدرس دقیق گیرنده کتاب برایم ایمیل نمایند یا کامنت بگذارند. کتاب در اسرع وقت به صورت پیشتاز به آدرس مورد نظر ارسال خواهد شد. آدرس سامانه :
https://epayment4.bmi.ir/



آرشيو مطالب
لینک های ویژه